|
«اوضاع طبيعي، جغرافيايي و سياسي باغبادران»
در فاصله هفتاد كيلومتري غرب اصفهان در ميان سلسله تپههاي ساحل زايندهرود، تپهاي مخروطي شكل و سنگي به فاصله نسبتاً دوري از خط ساحل رودخانه قرار دارد كه خانههاي روستايي ساخته شده از سنگ و گل در دامنه آن آرميده و مانند بيشتر روستاهاي ايران منظرهاي جالب و ديدني دارد.
ميان خانههاي روستايي و خط ساحلي، كشتزاري محدود قرار دارد كه از آب رودخانه شده با جوي كوچكي كه از رودخانه منشعب شده و در پايه تپه سطح آن بالاتر از آب رودخانه است سيراب مي شود. اين كشتزار با تمام محدوديتش خاك حاصلخيزي دارد كه ميتواند برنج و گندم روستاييان را تأمين كند.
در انتهاي اين كشتزار هميشه سبز، رودخانهي خروشاني در مسيري منحني جريان دارد و با ترسيم خط نقرهاي خميدهاي منظرهاي بسيار زيبا و چشمنواز دارد. وقتي از اتاق هر خانهاي به بيرون نگاه كنيد به علت شيب تند تپه و مانع ديد نبودن خانه جلويي جريان آرام آب را ميبينيد كه در انتهاي سمت چپ آرامش آن دچار جوش و خروش شده آب آن در هم ميغلتد و سببش پيشرفت صخرهاي سنگي است كه در بستر رودخانه موجب غليان آب ميشود. اين قسمت را مردم محل گوركولي مينامند، ولي علت وجه تسميهاش معلوم نيست. قدر مسلم آن است كه برخلاف اسمش گور و قبر نيست، چون به دليل پيشرفتگي محكم سنگ امكان حفر گور در گذشته، در آن نبوده است. در ماوراي بستر رودخانه درست روي خانههاي موجود در دامنه تپه سلسله تپههاي رديف پشت سر هم كاروان شتراني را در ذهن تجسم ميكند كه در حال حمل بارند ودر دامنههاي آن درست روبهروي خانههاي آن سوي رودخانه خانههاي گلي و كوچكي به چشم ميخورد كه در مجموع روستاي كوچكتري است كه با همه نزديكي به خانههاي اين سوي رود به علت نبود پل رابط بسيار از هم دور و تا حدي با يكديگر بيگانهاند. روبهروي سمت چپ روستا و در آن سوي رودخانه منطقه جنگلي مانندي است كهبا پلي ابتدايي و چوبي كه دائماً همراه با جريان آب عبور رهگذران به لرزه در ميآيد و با صخرهاي به روبهروي دهكده پيوند ميخورد.
اگر به اين منطقه جنگلي نزديك شويد، ميبينيد كه تركيب هماهنگ باغهاي ميوه و درختان سرسبز و تنومندش حاكي از مهارت و تسلط كشاورزان در امر باغداري است.
شايد به دليل همين باغها و طراوت و سرسبزي درختانش اين روستا باغداران ناميده شده است.
در كنار نهري كه محدوده خانهها را از كشتزارها جدا ميكند، آسياب آبي دهكده قرار دارد كه توربين آبياش با سر و صدا ميچرخد و آبي كه چرخ را به حركت درميآورد در مسيري مستقيم تا رودخانه پيش ميرود و صحرا را به دو قسمت تقسيم كرده يك قسمت روبهروي خانهها را صحراي پايي و قسمت دست چپ را صحراي بالا ناميدهاند. تعداد خانههاي باغداران شايد بيش از يكصد خانه و روستا نيست. آن دورترها يعني در انتهاي سمت چپ و نزديك ساحل رودخانه نيز باغهايي كه كوچهاي تنگ در ميان آنها راه عبور رهگذران را نشان ميدهد و در ضلع مجاور هر كوچه ساختمان نسبت مفصلتري از خانههاي دامنه تپه احداث شده كه پيداست محلهاي است جدا و طبقهاي مرفه در آن زندگي ميكنند.
|